ابراهيم عاملي ( موثق )

384

تفسير عاملي ( فارسي )

احتمال داده است : جمله‌ى « أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّه » نقل گفتار مردم نباشد به اين جور كه شدّت حال آنها به جائى ميرسيد كه مىگفتند يارى خدا كجاست ؟ بپاسخ بوسيله‌ى اين جمله به آنها دلدارى شده است كه يارى خدا نزديك است . كشف الاسرار نوشته است : ايشان را از جاى بجنبانيدند از بس مصيبتها بايشان رسيد تا آنكه رسول ايشان گفت و مؤمنان كه با وى بودند : اين فتح ما را كى برآيد و گزند از ما كى باز برد ؟ ربّ العالمين گفت : « أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّه قَرِيبٌ » جواب داديم آن گروه را در عهد خويش همان جواب كه ميدهيم شما را اى مهاجر و انصار و ياران رسول من آگاه باشيد كه هنگام يارى دادن اللَّه نزديك است . در تأويلات گفتارى دارد كه نتيجه‌اش اين است : شما انتظار داريد از بهشت معنوى كه جلوه‌ى جمال دوست است بهره‌مند شويد با اينكه مقامات و حالات گذشتگان را طى نكرده‌ايد و رنج ترك زندگى و تن دادن به بيچارگى را بر خود هموار نكرده‌ايد و زيان مجاهدت و رياضت شكستن نفس امّاره را نه پسوده‌ايد و قواى مادّى را بوسيله‌ى عبادت و بندگى خدا خوار نكرده‌ايد و از شوق و محبت ديدار بيقرار نشده‌ايد مانند آنها كه يكبارگى از جاى كنده ميشوند كه پندارى ميخواهند قالب تهى كنند تا آنكه پيغمبر و مؤمنين از درازى مدّت حجاب و رنج فراق صبر و شكيبائى خود را از دست دادند و ذوقشان آنها را وادار كرد يارى حقّ بخواهند تا جلوه‌ى جمال دوست صفات نفسانى و گرفتاريهاى مادى و شيطانى را نابود كند و با اينكه به آنچه از دست او ميرسد شادند و از هجرانى كه او خواسته آرامند . آنگاه كه نيروشان به آخر رسيد و طاقتشان طاق شده است موقعى است كه به آنها خطاب شود : يارى و جلوه‌ى خدا نزديك شد و پرده‌هاى رذائل و صفات نفس بالا رفت و نشانه‌ى جمال دوست نمودار شد . طنطاوى : چون انسان در دوران زندگى با ستمكاران و دشمنان در جنگ و جدال است ثبات و قرار براى او نمىماند و چون هميشه در نفس خود با هوى و هوس در كشمكش و مقاومت و خوددارى است نيروى صبر و شكيبائى او تمام مىشود و در چنين